جواد محدثى

53

فرهنگ عاشورا ( فارسي )

جاويدان و مقامشان را جلوه‌گر ساخت . آنجا كه فرمود : من اصحابى شايسته‌تر و بهتر از ياران خود نمىشناسم « فانّى لا اعلم اصحابا اولى و لا خيرا من اصحابى و لا اهل بيت ابرّ و لا اوصل من اهل بيتى ، فجزاكم اللّه عنّى جميعا خيرا » . « 1 » در زيارت ناحيهء مقدسه هم امام زمان « ع » به آنان اين گونه سلام داده است : « السلام عليكم يا خير انصار . . . » . در توصيف آن شير مردان عارف ، بسيار سخن مىتوان گفت . از زبان دشمن هم مىتوان حقايق را شناخت . به مردى كه روز عاشورا همراه عمر سعد در كربلا شركت داشته ، گفتند : واى بر تو ! آيا ذريّهء رسول خدا « ص » را كشتيد ؟ گفت : . . . اگر تو شاهد چيزى بودى كه ما ديديم ، تو هم همچون ما مىكردى . گروهى بر ما تاختند كه دستهاشان بر قبضهء شمشيرها بود ، همچون شيران خشمگين ، سواران را از چپ و راست درهم‌مىنورديدند و خويش را به كام مرگ مىافكندند . نه امان مىپذيرفتند ، نه علاقهء به مال داشتند و نه چيزى مىتوانست مانع ورودشان بر بركه‌هاى مرگ گردد ! اگر اندكى از آنان دست برمىداشتيم ، جان همهء سپاه را مىگرفتند . اى بىمادر ، پس مىخواستى چه كنيم ؟ ! . . . « 2 » براى آشنايى با برخى فضايل آنان ، كه حواريّين امام حسين « ع » بودند ، رجوع كنيد به « منتخب التواريخ » ، ص 245 تا 255 كه بيست و شش فضيلت براى آنان برشمرده است ، از جمله : رضايت از خدا ، باوفاترين اصحاب ، ثبت بودن نامشان در لوح محفوظ ، برتر بودن مقامشان از همهء شهدا ، همّت و الا با عدّهء كم ، توفيق بازگشت به دنيا در عصر رجعت ، معروف بودنشان در آسمانها ، شوق شهادت در ركاب امام حسين « ع » ، ياران واقعى دين خدا ، وارستگى و زهد و عبادت ، دفن در سرزمين مقدّس كربلا و . . . . همين فضيلتهاست كه آنان را محبوب دلها ساخته و در دنيا و آخرت ، مورد غبطهء جهانيانند . قبر شهداى كربلا همه يك جا در حرم سيد الشهدا « ع » است . در راه دوست كشته شدن آرزوى ماست * دشمن اگر چه تشنه به خون گلوى ماست گرديم دور يار ، چو پروانه گِرد شمع * چون سوختن در آتش عشق آرزوى ماست از جان گذشته‌ايم و به جانان رسيده‌ايم * در راه وصل ، اين تن خاكى عدوى ماست خاموش گشته‌ايم و فراموش كى شويم * بس اين قدر كه در همه جا گفتگوى ماست ما را طواف كعبه بجز دور يار نيست * كز هر طرف رويم ، خدا روبروى ماست - شهادت

--> ( 1 ) - مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 246 ؛ لهوف ، ص 79 . ( 2 ) - شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 3 ، ص 263 .